جک؟
با اینکه می دانیم که جد بزرگوار آقا ، امام حسین علیه السلام برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و به شهادت رسیدند اما ما به راحتی از منکر عبور میکنیم وخودمان را به ندیدن و نشنیدن می زنیم
با اینکه می دانیم که جد بزرگوار آقا ، امام حسین علیه السلام برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند و به شهادت رسیدند اما ما به راحتی از منکر عبور میکنیم وخودمان را به ندیدن و نشنیدن می زنیم
به مناسبت سالروز شهادت سپهبد قرني ناگفته هايي از زندگي و شهادت اولين فرمانده ارتش جمهوري اسلامي كه سوم ارديبهشت ماه سال 1358 به دست گروه تروريستي دینی فرقان به شهادت رسيد منتشر شد.
كتاب « ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني » پژوهشي است دقيقا در طول 90 سال از تاريخ معاصر- يعني نزديك به يك قرن - براي دستيابي به ابعاد شخصيت انساني كه زندگي او پر از نشيب و فراز بوده است .
در اين بررسي مشاهده مي كنيم كه از سال 1337 تحولي به مفهوم واقعي كلمه در زندگي « محمد ولي قرني » ايجاد شده است ، چرا كه از اين سال است كه مبارزه اي پي گير را با رژيم سلطه شاهنشاهي آغاز مي كند .
محمد ولي قرني متولد 1292 است و امسال نودمين سالگرد تولد او است و مشكل تحقيق پيرامون زندگي ايشان از اينجا شروع مي شود كه اكثر همسن و سالهاي او، دارفاني را وداع گفته اند ، اما حاصل اين بررسي با تمام مشكلاتي كه در سر راه وجود داشته ، بيانگر اين است كه قرني درمبارزه خود ، شش سال زندان را در دو نوبت به جان خريده و از سال 1345 كه از زندان دوم آزاد شده است تا پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ، حدود 12 سال تحت تعقيب و كنترل ساواك قرار داشته است ، تا اينكه با پيروزي انقلاب ، از سوي امام خميني (ره) به عنوان يكي از اعضاي شوراي انقلاب انتخاب شده و در مهمترين و بحراني ترين ايام يعني تنها يك روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، در روز 23 بهمن 1357 رياست ستاد كل ارتش جمهوري اسلامي به ايشان واگذار مي شود .

كتاب« ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني » كه براي بررسي مشي مبارزاتي آن شهيد ، با مراجعه به مراكز معتبر اسناد و تحقيقات كشور تهيه و تدوين شده است ، داراي 10 فصل است كه عبارتند از :
1 – « زندگي خانوادگي ، مراحل تحصيلات غير نظامي ، نظامي ، مراحل طي درجات ، تشويقات ، امتيازات و تنبيهات »
در اولين فصل كتاب خلاصه اي از زندگينامه شهيد و گفتگويي با همسر وي و مهندس قرني فرزند او، و سيد كاظم نورهاشمي از دوستان نزديك شهيد آمده است .
2 – « شهيد قرني از ديدگاه نويسندگان تاريخ معاصر » اين فصل پژوهشي است در كتابهايي كه مطالبي درباره سپهبد قرني در آنها درج شده است كه متاسفانه اكثر نويسندگان حق مطلب را در مورد زندگي اين شهيد ادا نكرده اند . البته شايد هم تعمدي هم نداشته اند كه علت اين مسئله را مي توان دشواري مشي مبارزاتي او ذكر كرد . در اين فصل ، گزيده اي از مطالب 12 كتاب كنار هم قرار گرفته اند كه با مقابله اين مطالب مخاطب شناخت نسبي پيرامون زندگي مبارزاتي او پيدا مي كند .
3 – فصل سوم كتاب با عنوان « بررسي اسناد و مدارك ساواك پيرامون زندگي سياسي و مبارزات شهيد قرني » اشاره مبسوطي دارد به اسناد سازمان امنيت و اطلاعات كشور – ساواك - در 3 بخش : اتهامات – ارتباطات قرني با سازمانها ، گروهها و افراد – كنترل و مراقبت قرني و اعضاي خانواده و دوستانش .
4 – فصل چهارم كتاب به « بررسي چگونگي ارتباط شهيد قرني با آيت الله العظمي سيد محمد هادي ميلاني » اشاره دارد كه گفتگويي نيز با دكتر عباس شيباني پيرامون اين ارتباط انجام شده است .
5 – فصل پنجم كتاب با عنوان « قرني گروههاي مسلح در كردستان را ماموران اجنبي مي نامد » تحليلي است از عملكرد گروههاي مسلح ضد انقلاب در كردستان كه نقش بسياري در ايجاد آشوب و بلوا و ريخته شدن خون مردم بيگناه داشته اند و قرني از اولين روزهاي فتنه انگيزي آنان ، آنها را ماموران اجنبي و وابستگان به دشمنان انقلاب ناميد .
6 – در فصل ششم كتاب « مسئوليتهاي سپهبد قرني در نظام جمهوري اسلامي ايران » خصوصا عضويت او در شوراي انقلاب و مسئوليت مهمش به عنوان رياست ستاد كل ارتش جمهوري اسلامي و همچنين عملكرد و توطئه هاي گروهكهاي سياسي ضد انقلاب براي انحلال ارتش كه با مخالفت قاطع امام راحل روبه رو شد ، مورد بررسي قرار گرفته است .
7 – در فصل هفتم مصاحبه هايي با تعدادي از فرماندهان ارتش كه در دوران مسئوليت شهيد قرني به عنوان رئيس ستاد ارتش - مستقيم يا غير مستقيم - با او مرتبط بوده اند ، انجام شده است .
8 – در فصل هشتم كتاب تحت عنوان « شهادت » ، چگونگي شهادت قرني توسط گروه فرقان مورد بررسي قرار گرفته است كه معرفي جامعي ازتاريخچه و نحوه شكل گيري اين گروهك نيز به چشم مي خورد .
9 – فصل نهم را كه مي توان خواندني ترين فصل كتاب ناميد ، اختصاص دارد به « يادداشتهاي خصوصي شهيد سپهبد قرني » در زمينه هاي مذهبي – فرهنگي – علمي – اقتصادي و ... در پايان اين فصل مطلبي تحت عنوان سخن آخر آمده است .
10 – آخرين فصل كتاب حاوي اسناد و مدارك سياسي و مبارزاتي ، مدارك تحصيلي و سوابق نظامي و همين طور تصاويري از زندگي شهيد قرني مي باشد .
« ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني » به كوشش « سرهنگ احمد نوروزي فرسنگي » در 510 صفحه تهيه و تدوين شده است وبا توجه به اينكه اولين و جامعترين كتاب پيرامون زندگي و شهادت سپهبد قرني مي باشد كه در طول 25 سال پس از شهادت وي منتشر مي شود ، از اهميت بسياري برخوردار مي باشد .
اين كتاب در 5000 نسخه و به قيمت 2600 تومان توسط « موسسه فرهنگي انتشاراتي زهد » منتشر شده است
که در فعالیت های اداری و سیاسی مان از نام آقا استفاده مینماییم اما هیچ گاه رضایت ایشان را در دستور جلسات و نقشه هایمان در نظر نمیگیریم و شاخص فعالیت مان را با ایشان تنظیم نمیکنیم
دو رکعت نماز شخص متاهل برتر از هفتاد رکعت نمازی است که شخص مجرد می خواند
که با اینکه ادعای دوستی با آقا را داریم ولی در برخی مجالس رویمان نمی شود از ایشان سخن بگوییم چرا که به ما می گویند مذهبی و متحجر...!
یئری وار صبحه کیمین هرگئجه بیدار اولسام
آغلیوب شاه شهیدانه عزادار اولسام
قبر شش گوشه سینی گورمه میشم عمریمده
قبره راحت گئدرم قبرینه زوار اولسام
ارزش شناخت فاطمه علیها السلام
۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (۱) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»
آثار محبت به فاطمه علیها السلام ۲
. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (۲) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»
اطاعت از فاطمه علیها السلام ۳
. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (۳) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»
دستورهای فاطمه علیها السلام
۴ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ; (۴) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»
خلقت فاطمه علیها السلام
۵ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... ; (۵) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»
چرا نام فاطمه علیها السلام
۶ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (۶) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل - فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .»
آثار نام فاطمه علیها السلام
۷ . امام کاظم علیه السلام می فرمایند: «لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (۷) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»
احترام به نام فاطمه علیها السلام
۸ . امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود: «... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (۸) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»
الگوی نمونه
۹ . امام زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند: «وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (۹) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»
یاور خوب
۱۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند: «نعم العون علی طاعة الله; (۱۰) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»
عزیزترین مردم
۱۱ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... فاطمة اعز البریة علی (۱۱) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است .»
نور چشم و میوه دل من
۱۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ; (۱۲) فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .»
خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام
۱۳ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (۱۳) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .»
دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است
۱۴ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; (۱۴) ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»
اختر تابناک
۱۵ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (۱۵) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .»
سرور زنان
۱۶. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین; (۱۶) فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .»
تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام
۱۷ . امام باقر علیه السلام می فرمایند: «ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ; (۱۷) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»
درود بر فاطمه علیها السلام
۱۸ . امام رضا علیه السلام می فرمایند: «اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ابیها وبعلها وبنیها; (۱۸) نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»
نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام
۱۹ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ; (۱۹) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»
زیارت فاطمه علیها السلام
۲۰. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ; (۲۰) هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .»
نماز مخصوص فاطمه علیها السلام
۲۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ; (۲۱) هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است .»
من از تو هستم
۲۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ; (۲۲) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»
پدرت به قربانت
۲۳ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... فداک ابوک یا فاطمة; (۲۳) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»
بوی بهشت
۲۴ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (۲۴) فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»
فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله
۲۵ . حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند: «... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ; (۲۵) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»
افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام
۲۶. حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: «... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ; (۲۶) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است .»
فاطمه علیها السلام زهره است
۲۷ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة الزهرة والفرقدان الحسن والحسین; (۲۷) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»
ایمان فاطمه علیها السلام
۲۸ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ; (۲۸) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»
زیارت شهیدان
۲۹ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ; (۲۹) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»
بوی خوش فاطمه علیها السلام
۳۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ; (۳۰) بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»
علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام
۳۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «... لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (۳۱) به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»
پیوند آسمانی
۳۲ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (۳۲) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»
انجام کارهای سخت خانه
۳۳ . حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند: «انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (۳۳) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»
فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام
۳۴ . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند: «فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (۳۴) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد .»
نور فاطمه علیها السلام از نور خداست
۳۵ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ; (۳۵) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»
فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی
۳۶ . امام باقر و امام صادق علیهما السلام می فرمایند: «حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ; (۳۶) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»
فاطمه علیها السلام شهیده است
۳۷ . امام کاظم علیه السلام می فرمایند: «ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; (۳۷) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»
اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام
۳۸ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (۳۸) بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»
فاطمه علیها السلام و خردسالان
۳۹ . امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (۳۹) بی شک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»
شفاعت فاطمه علیها السلام
۴۰ . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (۴۰) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»
پی نوشت: ۱) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۶۵ . ۲) همان، ج ۲۷، ص ۱۱۶ . ۳) دلائل الامامة، ص ۲۸ . ۴) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴ . ۵) همان، ج ۷۸، ص ۱۱۲ . ۶) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۴۶ . ۷) کافی، ج ۶، ص ۱۹ . ۸) همان، ص ۴۸ . ۹) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۰ . ۱۰) همان، ج ۴۳، ص ۱۱۷ . ۱۱) الامالی، شیخ مفید، ص ۲۵۹ . ۱۲) الامالی، شیخ صدوق، ص ۴۸۶ . ۱۳) الامالی، شیخ مفید، ص ۹۴ . ۱۴) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۴ . ۱۵) کافی، ج ۱، ص ۱۹۵ . ۱۶) معانی الاخبار، ص ۱۰۷ . ۱۷) کافی، ج ۳، ص ۳۴۳ . ۱۸) بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۴۹ . ۱۹) همان، ج ۷۳، ص ۳۵۴ . ۲۰) همان، ج ۴۳، ص ۵۸ . ۲۱) من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۶۴ . ۲۲) بیت الاحزان، ص ۱۹; بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۲ . ۲۳) بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۹۰ . ۲۴) التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۱۷ . ۲۵) بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۳۵۲; کتاب سلیم بن قیس، ص ۸۳۰ . ۲۶) معانی الاخبار، ص ۵۸ . ۲۷) بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۷۴; معانی الاخبار، ص ۱۱۴ . ۲۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۴۶; مناقب، ج ۳، ص ۳۳۷ . ۲۹) وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۸۷۹ . ۳۰) بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۱۷۷ . ۳۱) خصال، ج ۲، ص ۴۱۴ . ۳۲) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۵۹ . ۳۳) علل الشرایع، ج ۲، ص ۳۶۶ . ۳۴) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۳۴ . ۳۵) همان، ج ۱۵، ص ۱۰ . ۳۶) کشف الغمة، ج ۱، ص ۴۱۴ . ۳۷) کافی، ج ۱، ص ۴۵۸ . ۳۸) بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۵۳ . ۳۹) همان، ج ۶، ص ۲۲۹; تفسیر علی بن ابراهیم، ج ۲، ص ۳۳۲ . ۴۰) بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۵۹ .
بسم رب الشهداء و الصدیقین
خاطره امیر ارتش از سردار سپاه/

آن چه خواهید خواند ، خاطره ای است از برخوردی میان یکی از امرای ارتش با شهید حاج محمدابراهیم همت:
یک
روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه
جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید، امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر
30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت
گفت: «حاجی ! یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم.»
حاج همت گفت: «خیر باشد! بفرمائید! چه دلخوری؟»
امیر
عقیلی گفت: «حاجی ! شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد
می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی. اما حاجی جان، من به
قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر
مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی،
بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده می شوی،دوباره
باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی. رد میشی اصلا مارو تحویل نمی
گیری حاجی، حاجی به خدا ما هم دل داریم.»
حاج همت این ها را که از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: «برادر
من!اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبان
های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی
ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آرو آروم دست تکان
میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند،
بعد تیر هوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی
این بسیجی هایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم،
سرعتم رو کم میکنم، هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم
و دوباره می خندم و سوار می شوم و باز آرام از کنارشان رد می شوم. آخر این
بسیجی ها مشکوک بشوند.اول رگبار می بندند. بعد تازه یادشان میاد که باید
ایست بدهند.
یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند،
بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند و آخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می
زنند ایست.»
این را که حاجی گفت، قرارگاه از خنده منفجر شد.
منبع :سفیر
که ما برای رسیدن به خواسته هایمان دست به دامان هر کسی می شویم که او نیز برای بر آورده شدن حاجات ما دعا کند ؛اما افسوس که چنین حالتی را در فراق آقا نداریم، چرا که ظهورشان برای ما به عنوان حاجت ضروری محسوب نمی شود
که ما با اینکه در زمان حضور آقا هستیم ، جوانی و عمرمان را به غیر از ایشان صرف کرده ایم در حالی که رئیس مکتب شیعه امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر او را درک می کردم ت مام ایام زندگی را خود به او خدمت می کردم....
اسناد شهادت حضرت فاطمه (س) در منابع اهل سنت
که ما غم مسکن و ازدواج، کار ،تجارت و حتی غم اعضای خانواده و اقوام را می خوریم وبرای برطرف کردن همه این غم ها تلاش میکنیم اما در بین غم های ما از غم تنهایی و مظلومیت آقا از مشکلات و اضطرارشان از گریه ها و ناله هایشان که از گناهان ما سر می دهند ، سهمی وجود ندارد
چقدر خنده داره
که ما با این همه لطف پدرانه آقا ؛ما هنوز ایشان را به عنوان یک عضو خانواده خود نپذیرفته ایم ، چرا که یک فرزند ، به پدر خود افتخار می کند و جایش را در شادی ها خالی میکند و هیچ گاه با گستاخی و بی حیایی در مقابل پدر نمی ایستد
شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در بامداد ۲۱ فروردین۱۳۷۸، امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در حال خروج از منزل، به وسیله ی منافقین مسلح در پوشش رفتگر، در برابر دیدگان فرزندش به شهادت رسید و منافقین کوردل، رسماً اقدام به این جنایت هولناک را به عهده گرفتند. زندگی نامه شهید در سال ۱۳۲۳، در شهرستان درگز دیده به جهان گشود و در سال ۱۳۴۶، موفق به اخذ درجه کارشناسی از دانشگاه افسری شد و سپس در بخش های مختلف ارتش، به ویژه در غرب کشور به وظیفه ی پاسدارای از کشور پرداخت.

وی پس از طی دوره ی تخصص توپخانه به عنوان........
چقدر خنده داره که آقا در تمام اوقات به یاد و مراقبت ما است و مشتاقانه ما را می طلبد ولی ما در شبانه روز ؛حتی دقایقی را هم به ایشان اختصاص نداده ایم.......
|
|
|||
|
دارد ابر، چشمان گهرباری که من دارم
ندارد کوه بر دوش این چنین باری که من دارم
نمانده هیچ ماهی این چنین در هاله ی اندوه
ندارد آسمان اینک شب تاری که من دارم
غم مرگ پدر ، دیدار دشمن غربت مولا
کمی از آن همه اندوه بسیاری که من دارم
بهشت مصطفی بودم ندارم هیچ گل اینک
بدین سان آشیان در سایه ی خاری که من دارم
کنارم آمده قاتل، فزون تر کرده اند و هم
شگفتا وعده مرگ است دیداری که من دارم
مدینه در غروبی تلخ، خورشید که تو داری
کبود ابرهای کینه، رخساری که من دارم
مدینه بعد از این نقش حبیبت بی وفا شد
همه جویند از تو رسم بیزاری که من دارم
ربوده خواب از چشم تمام عافیت جویان
در این شب های غربت ،ناله ی زاری که من دارم
پس از این ای مدینه تا ابد آرام خواهی خفت
به خاموشی گراید چشم بیداری که من دارم
برایت می سرایم نیمه شب اندوه مولا را
تماشایی است شبها اشک سرشاری که من دارم
خلاق ذوالجلالم یوخـدور یالان سـوزیم ده
دنیاده اهل بیـتیـم بیـر نوریـدور گـوزیـم ده
خلقت لریمده چوخلار عشق ایلیوبدور امـا
زهرانی خلق ائدنده عشق ایلدیم ئوزیم ده
فرهادی(فتا)
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.
هنگامی که فرشتگان شخصی را می بینند که برای خیر و سعادت دوستش دعا می کند شاد می شوند
برای او ودوستش دعا می کنند و می گویند:
شاد باشید که به خاطر دعای شما خدا به هردوی شما عنایت ویژه می کند
سال و محل تولد:
ايشان در تهران در سال1334 شمسي در خانه اي روحاني چشم به جهان گشود.
والده ي محترمه ي ايشان خانمي متدين و پاکدامن و از محبين اهل بيت (عليهم السلام) از خانواده ي متدين و سطح متوسط از جهت دنيايي مي باشد.
پدر ايشان از علما و اولياي الهي است که عمر شريفش را در تحصيل و فراگيري معارف الهيه قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) و عمل به آن ها و نشر آن ها گذراند، و در يک خانواده ي متدين و محب اهل بيت (عليهم السلام) در تهران متولد شد و از ابتداي جواني با اين که به تحصيل و کسب مشغول بود. با اهل حال و معنويت مانند: مرحوم حاج شيخ رجب علي خياط ارتباط داشت و در همان سنين وارد حوزهي علميه ي ديني شد، و با بزرگاني از اهل معرفت و معنويت مانند: مرحوم آيت الله شاه آبادي و آقا سيد رضا دربندي و.... ارتباط پيدا کرد.
در ادامه به حوزه علميه قم وارد شد و به درس آيات عظام : سيد شهاب الدين نجفي مرعشي ، گلپايگاني ، امام خميني ، سلطاني ، خندق آبادي ، سيد کاظم عصار و آيت الله العظمي بروجردي شرکت مي کرد ، علاوه بر اين با بعضي از شاگردان مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي مانند حاج سيد حسين قمي و حاج شيخ عباس تهراني و نيز با آيت الله العظمي بهجت ارتباط اخلاقي و معنوي داشت و تحت تربيت سلوکي و عرفاني مرحوم آيت الله العظمي علامه حاج سيد محمد حسين طباطبايي قرار گرفت ، در عين حال با عارف واصل مرحوم حاج شيخ جواد انصاري همداني ارتباط حالي داشت.
در پايان مدت سي سال در تهران سمت امامت جماعت و تشکيل جلسات گوناگون و منبر و ارشاد و تربيت جوانان مشغول بود که در نهايت سال 1368 در خانه ي خدا قبل از تشکيل نماز جماعت به لقاي معبود پيوست.
مراحل زندگي:
استاد شيخ
محمد باقر تحريري (دامت برکاته) پس از سنين شش سالگي به دبستان و سپس 2 سال
به دبيرستان رفته و در خلال اين ايام ارتباط با مجالس مذهبي و استفاده از
نفس روحاني مرحوم پدرشان داشته که اين ارتباط ها و زمينه ها موجب شد که
ايشان به وادي تحصيل علوم ديني وارد شود ، از اين جهت در سال 1348 به حوزه
علميه ملا محمد جعفر به سرپرستي مرحوم آيت الله مجتهدي وارد شد و از درسهاي
ايشان و اساتيد ديگر تا مقدار زيادي از کتاب لمعه را بهرمند شد ، اساتيد
مهم ايشان در تهران حجج اسلام:
حاج شيخ علي آقاي جاودان ، حاج آقاي
حبيبي ، حاج آقاي قاسمي و مرحوم حاج ابوالقاسم فلسفي بوده اند ، ايشان
علاوه بر استفاده از انفاس قدسي مرحوم آيت الله مجتهدي ، از محضر استاد
اخلاق مرحوم حاج شيخ جواد کربلايي و جلسات حالي مرحوم حاج سيد هاشم تهراني
بهره برده است.
سال ورود به قم:
ايشان به علت کمبود استاد و همچنين استفاده ي بيشتر معنوي پس از اجازه از استادش مرحوم آيت الله مجتهدي در سال 1352 به حوزه علميه قم مشرف شد و در مدرسه حجتيه و سپس مدرسه آيت الله مرعشي نجفي ساکن گشت و به سفارش مرحوم پدرشان به حرم مطهر حضرت معصومه- سلام الله عليها- مشرف گشته و از آن حضرت هم محل سکونت و هم استاد درسي و استاد اخلاق را طلب مي کند ، و خداوند متعال اين امور را برايش فراهم کرد.
ايشان در سال 1356تشکيل خانواده داد و از يک خانواده ي مذهبي همسر متدينه و همراه و با وفا در تمامي مراحل زندگي نصيبش گرديد و داراي چهار فرزند دو پسر و دو دختر و دو داماد ملبس به لباس روحانيت و سرباز امام زمان (عليهم السلام) مي باشد.
اساتيد ايشان در قم:
حجت الاسلام و المسلمين باکويي : مقدار زيادي از کتاب معالم
آيت الله دوز دوزاني : کتاب قوانين الاصول
آيت الله استادي : مقداري از کتاب شرح لمعه
آيت الله علوي گرگاني : مقداري کتاب شرح لمعه
آيت الله مرحوم حاج سيد ابوالفضل موسوي تبريزي : مقداري کتاب شرح لمعه
آيت الله صلواتي : مکاسب محرمه
آيت الله ستوده : کتاب بيع و مکاسب و متاجر
آيت الله سيد رسول موسوي : مقدار زيادي از رسائل
مرحوم آيت الله ذهني : مقداري از رسائل
نزد مرحوم آيت الله فاضل لنکراني جلد اول کفايه الاصول
نزد آيت الله شيخ حسين مظاهري اصفهاني : جلد دوم کفايه الاصول
آيت الله ابراهيم اميني : مقداري از بدايه الحکمه و اشارات
آيت الله محمدي گيلاني منظومه حاج ملا هادي سبزواري
آيت الله گرامي : منطق منظومه
آيت الله مصباح يزدي : نهايه الحکمه و مقداري تفسير موضوعي
آيت الله جوادي آملي : مقداري از 5 جلد از اسفار اربعه
آيت
الله حسن زاده آملي : مقدار 2 جلد از اسفار اربعه . مقداري از الهيات و
طبيعيات شفا و مقداري از تمهيد القواعد و فصوص الحکم و مصباح الانس قونوي
در عرفان
مرحوم آيت الله فاضل لنکراني : يک سال خارج اصول
مرحوم آيت الله حاج سيد محمد روحاني : حدود 2سال خارج اصول
مرحوم آيت الله تبريزي : ده سال خارج فقه و 7 سال خارج اصول
مرحوم آيت الله العظمي بهجت : حدود 17 سال خارج فقه
اساتيد اخلاقي و معنوي:
ايشان
از ابتداي ورود به حوزه علميه قم به نماز و جلسات روضه ي مرحوم آيت الله
العظمي بهجت شرکت کرده و تا آخر عمر شريف ايشان با ايشان ارتباط معنوي
داشته است.
علاوه بر اين در اوايل ورود به قم با عنايت امام رضا و حضرت
معصومه- سلام الله عليهما- و دعاي پدر بزرگوارشان ، ارتباط اخلاقي و تربيتي
با مرحوم آيت الله سعادت پرور برقرار کرده و در جلسات خاص ايشان شرکت کرده
و از طريق ايشان با مفسر بزرگ قرآن کريم مرحوم آيت الله العظمي علامه
طباطبايي آشنا شد و به جلسات سؤال و جواب روزهاي پنجشنبه و جمعه ايشان که
حدودا تا آخر عمر شريفشان برگزار مي شد شرکت مي کرد؛ علاوه بر اين به
شاگردي سلوکي . تربيتي مرحوم علامه و سپس آيت الله سعادت پرور تا آخر
عمرشريف اين دو يزرگوار مفتخر گرديد.
علاه بر اين ارتباط ها استفاده هاي معنوي ايشان از نفس ملکوتي پدربزرگوارشان نيز مي باشد.
فعاليتهاي علمي و تدريسي:
ايشان تقريبا از اوايل طلبگي اشتغال به تدريس داشته است.
تدريس هاي غير از مقدمات عبارتند از:
مقداري از لمعتين ، مقداري از رسائل و مکاسب ، کفايتين ، يک دوره خارج اصول.
منظومه ، بدايه الحکمه ، نهايه الحکمه ، حکمت اشارات ، دو دوره اسفار اربعه.
حدود 15 سال تفسير الميزان که فعلا از ابتدا تا سوره مائده رسيده است.
تدريس معارف اسلامي و اخلاق در دانشگاه هاي تهران به مدت 4 سال
تدريس معارف اسلامي و اخلاق و فلسفه در دانشکده تربيت مربي سپاه
تدريس معارف اسلامي و اخلاق در نيروي دريايي و زميني سپاه
وحدود 5 سال نيز مسئول گروه عقايد در مرکز تحقيقات سپاه در قم بوده اند.
فعاليتهاي تبليغي:
ايشان از اواخر دوره ي سطح علوم ديني در سال 1356 گاه و بيگاه به امر تبليغ اشتغال داشته است.
لکن
از سال68 تا کنون و پس از رحلت پدر بزرگوارشان جلسات اخلاقي صبح جمعه
ايشان را ادامه داده است ، در اين جلسات شرح حديث عقل و جهل که مرحوم حاج
شيخ محمود تحريري داشته اند را و پس از آن زيارت جامعه کبيره شرح داده شد و
سپس نامه ي حضرت علي - عليه السلام- به مالک اشتر و بعد از آن سفارشات
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به اباذر بحث شد و اکنون به شرح دعاي عرفه
امام حسين (عليهم السلام) مشغول مي باشند.
جلسه ي ديگري را در تهران با قدمت بيش از 15 سال در روزهاي جمعه اداره مي کنند ، که در آن جلسات مباحثي از قبيل مناجات شعبانيه دعاي کميل نامه ي 31 نهج البلاغه(سفارشات علي – عليه السلام- به امام حسن -عليه السلام-) مناجات خمسه عشر خطبه حضرت زهرا- سلام الله عليها- شرح داده شده است.
علاوه بر اين ، جلسات اخلاقي نيز در قم دارند که در آن ها مباحث اخلاقي و معنوي بحث مي شود . از جمله جلساتي در شرح حديث عنوان بصري و دعاي افتتاح .
در جلسه ديگري که از سال67 تا کنون شبهاي در در مدرسه ي امام خميني- رضوان الله عليه- در قم تشکيل مي شود ابتدا مقداري از کتاب جامع السعادات مرحوم ملا مهدي نراقي و سپس نامه ي 31 نهج البلاغه و سفارشات رسول خدا- صلي الله عليه و آله- به اباذر – رضوان الله عليه- و پس از آن رساله حقوقيه و دعاي مکارم الاخلاق امام سجاد- عليه السلام- شرح گرديده است.
علاوه بر اين در مرکز مجمع عالي حکمت و فلسفه ، کتاب چهل حديث حضرت امام خميني- رضوان الله عليه- در حال شرح و بحث است .
ايشان به غير از اينکه پانزده سال امامت جماعت مدرسه امام خمني در قم را به عهده دارند يکي از کارهاي مستمر ايشان مشاوره هاي اخلاقي ، تربيتي به افراد گوناگون مي باشد که در اين راستا ارتباطي با گروه تربيت مربي مؤسسه امام خميني -رضوان الله عليه- داشته که مباحثي تربيتي مطرح و مشاوره هاي اخلاقي ، تربيتي به افراد داده مي شود و همچنين ارتباطي با دوستانش نيز در رابطه با جهت دهي مشاوره اخلاقي ، تربيتي دارند .
تأليفات ايشان:
مقالات:
نظريات علما پيرامون ولايت فقيه
نظريات کلامي شيخ مفيد
عرفان اسلامي- چيستي ، ضرورت و اهداف-
کتابها:
سيماي مخبتين- شرح زيارت امين الله- در 1 جلدبِلال بن رباح معروف به بِلال حبشی در بین سالهای ۵۷۸ تا ۵۸۲ میلادی در مکّه متولّد شد. او برده امیّه پسر خلف بود و پس از این که اسلام آورد امیّه او را به شکنجه و آزار گرفت. گفته شده او را بدست کودکان سپردند و آنها او را در درّههای مکه میگرداندند و او پیوسته میگفت: احد! احد! (خدای یکتا، خدای یکتا)[۱] ابوبکر، بلال را خرید و آزاد کرد. او در سال ۶۲۲ میلادی، به مدینه هجرت کرد و از آن پس در تمام جنگها در سپاه اسلامامیّه پسر خلف را کشت. بلال هم چنین در جنگ احد، خندق، بنی مصطلق و تبوک حضور داشت.
میجنگید. او در جنگ بدر، ارباب سابقشدر بحار الانوار مجلسی آمدهاست هنگامی که جبرئیل اذان و اقامه را از سوی خداوند بر محمد نازل کرد، سر محمد در دامان علی بود. جبرئیل اذان و اقامه را گفت. محمد برخاست و فــــرمود:«ای علی، شنیدی؟» علی پاسخ داد:«آری.» پس از آن پیامبر علی را مامور نمود که به عنوان اولین نفر اذان را به بلال بیاموزد[۲]
محمّد او را مؤذن اسلام قرار داده بود. پس از فتح مکّه، بلال در بالای کعبه ایستاد و اذان گفت و در حالی که مشرکان به او سنگ میزدند به اذان گفتن ادامه میداد. و نقل شده که «شین» را «سین» میگفت، و در روایت اسلامی است که سین بلال نزد حقّ تعالی شین است.[۳] پس از مرگ محمّد، بلال با سپاه اسامه بن زید به سوریه رفت و اسامه را در این جنگ یاری کرد. او پس از مرگ محمّد فقط یک بار وقتی فاطمه از او خواست اذان گفت که وقتی به نام محمد رسید گریه شدید او را از ادامهٔ اذان بازداشت.[۴] او در سال 640 میلادی در دمشق وفات یافت.
بسم الله الرحمن الرحیم
یریدون لیطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون
اراده
کرده اند که نور خدا را با دهانشان خاموش کنند در حالی که خداوند اراده
فرموده است که نورش را تمام کند هر چند کافران ان را مکروه بدانند.
زهرا سلام الله علیها نوری است هستی با نور او روشن شده است.. این نور هرگز خاموش نخواهدشد
الا لعنه الله علی القوم الظالمینن

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: خالِطُوا النّاسَ مُخالَطَةً اِنْ مِتُّمْ مَعَها بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ اِنْ عِشْتُمْ
حَنُّوا اِلَيْكُمْ.
و آن حضرت فرمود: با مردم آنچنان معاشرت
كنيد كه چون از دنيا رفتيد بر شما بگريند، و اگر زنده مانديد به شما ميل نمايند.
ولادت ، وفات ، طول عمر و مدفن آن حضرت
امام رضا ( ع ) در روز جمعه ، يا پنج شنبه 11ذی حجه يا ذی قعده يا
ربيع الاول
سال 153يا 148هجری در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت . بنابر اين تولد آن حضرت
مصادف با سال وفات امام صادق ( ع ) بوده يا پنج سال پس از در گذشت آن حضرت
رخ داده است . همچنين وفات آن حضرت در روز جمعه يا دوشينه آخر صفر يا 17يا
21ماه مبارک رمضان يا 18جمادی الاولی يا 23ذی قعده يا آخر همين ماه
در سال
203يا 206يا 202هجری اتفاق افتاده است . شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا گويد
قول صحيح آن است که امام رضا ( ع ) در 21رمضان ، در روز جمعه سال
203هجری در
گذشته است . وفات آن حضرت در سال 203در طوس و در يکی از روستاهای نوقان به
نام سناآباد اتفاق افتاد .
با تاريخ های مختلفی که نقل شد ، عمر آن حضرت 48يا 47يا 50يا 51سال و 49يا
79روز يا 9 ماه يا 6 ماه و 10روز بوده است ، اما برخی که سن آن حضرت را
55يا 52يا 49سال دانسته اند ، سخنشان با هيچ يک از اقوال و روايات ، منطبق
نيست و ظاهرا تسامح آنان از اينجا نشأت گرفته که سال ناقص را به عنوان
يکسال
کامل حساب کرده اند . از جمله اين اقوال شگفت آور سخن شيخ صدوق در عيون
اخبار
الرضا است که گفته است : ميلاد امام رضا (ع ) در 11ربيع الاول سال 153و
وفات
وی در 21رمضان سال 203بوده و با اين حساب آن حضرت 49سال و شش ماه در اين
جهان زيسته است . مطابق آنچه صدوق نقل کرده ، عمرآن حضرت پنجاه سال
1.
حضرت امام موسی بن جعفر ( ع )
2 صفات ظاهری و باطنی و اخلاق آن حضرت
3امام ( ع ) در سنگر تعليم حقايق و مبارزه
4
زنان و فرزندان حضرت موسی بن جعفر ( ع )
5
صفات و سجايای حضرت موسی بن جعفر ( ع )
حضرت امام موسی بن جعفر ( ع )
نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن
حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن "
و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت
داده اند . تولد امام موسی کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال
128هجری در
" ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع )
مقارن بود با سالهای آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و
سيزده سال
از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است .
امام موسی کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر
خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال
و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير
از حضرت ولی عصر (عج ).
صفات ظاهری و باطنی و اخلاق آن حضرت
حضرت کاظم ( ع )
دارای قامتی معتدل بود . صورتش نورانی و گندمگون و رنگ
مويش سياه و انبوه بود .
بدن شريفش از زيادی عبادت ضعيف شد ، ولی همچنان روحی قوی و قلبی
تابناک داشت . امام کاظم به تصديق همه مورخان ، به زهد و عبادت بسيار معروف
بوده است . موسی بن جعفر از عبادت و سختکوشی به " عبد صالح " معروف و در
سخاوت و بخشندگی مانند نياکان بزرگوار خود بود . بدره های ( کيسه های )
سيصد
ديناری و چهارصد ديناری و دو هزار ديناری مي آورد و بر ناتوانان و
نيازمندان
تقسيم مي کرد . از حضرت موسی کاظم روايت شده است که فرمود : " پدرم ( امام
صادق (ع ) ) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و کرم کردن سفارش مي کرد " .
امام ( ع ) با آن کرم و بزرگواری و بخشندگی خود لباس خشن بر تن مي کرد ،
چنانکه نقل کرده اند : " امام بسيار خشن پوش و روستايی لباس بود " و اين
خود
نشان ديگری است از بلندی روح و صفای باطن و بي اعتنايی آن امام به
زرق و برقهای
گول زننده دنيا .
امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و
مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به
آنها
کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی - پس از
تبعيد
حضرت از مدينه به
1.
امام صادق ( ع )
2
عصر
امام صادق ( ع )
3
جنبش
علمي
4
خلق و خوی حضرت صادق ( ع )
امام صادق ( ع )
حضرت امام جعفر صادق عليه
السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17
ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود .
پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی
بکر مي باشد.
کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است .
حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت
اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش
خوشه چينی کرده است .
پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد
باقر ( ع ) زندگی کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در
خدمت جد و
پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ
فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد .
بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار
مي باشد ، بهره مندی از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت
با استعداد
ذاتی و شم علمی و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر
خود
بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد .
پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين
مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن
شريعت
محمدی ( ص ) گرديد .
زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی
اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد
-
مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام
معصوم
( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور )
نيز در
زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم
بر
امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در
ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .
عصر امام صادق ( ع )
عصر امام صادق ( ع ) يکی از
طوفاني ترين ادوار تاريخ اسلام است که از يک سو
اغتشاشها و انقلابهای پياپی گروههای
1.حضرت
امام محمد باقر ( ع )
2.شهادت
امام باقر ( ع )
.
3.زنان
و فرزندان
نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند . برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند . اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند . بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعيت مساعد روزگار سياسی ، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی را پايه ريزی نمودند . زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار دست يازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس کنند . به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربيتی امام باقر ( ع ) علم و
1.حضرت
سجاد ( ع )
2.پيام
خون و شهادت
3.امام
سجاد ( ع ) در دمشق
4.حرکت
به مدينه
5.صحيفه
سجاديه
حضرت سجاد ( ع )
نام معصوم ششم علی ( ع ) است . وی فرزند حسين بن علی بن ابيطالب ( ع )
و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد . امام سجاد در سال 38هجری در
مدينه
ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت
بيماری
و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ، زيرا جهاد از بيمار برداشته شده
است
و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به
او
اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام
سجاد
وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی امامت و ولايت گردد . اين بيماری موقت چند روزی
بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن
مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد .
سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت
پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود
24
سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر يزدگرد
ساسانی بوده
است .
آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود ، بهره برداری از اين قيام و حماسه
بی نظير و نشر پيام شهادت حسين ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن
اسارت
سلمان محمدی (فارسی)
حدود دويست و شانزده يا سيصد و شانزده سال قبل از هجرت، در روستاى «جى» (از روستاهاى اصفهان) فرزندى به دنيا آمد،
كه نامش را «روزبه» گذاشتند و بعدها پيامبر اسلام(ص) او را «سلمان» ناميد.
پدر سلمان «بدخشان كاهن» (روحانى زرتشتى) بود و كار هميشگىاش هيزم نهادن بر شعله آتش.
با
اينكه سلمان در ميان خاندان و محيطى زرتشتى ديده به جهان گشود، ولى هرگز
در برابر آتش سر فرود نياورد و به خداى يكتا اعتقاد يافت.
سلمان در دوران كودكى مادرش را از دست داد و عمهاش سرپرستى او را به عهده گرفت.
سلمان،
بعد از آنكه دريافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانى سازند و
پس از آن اگر به آيين نياكانش ايمان نياورد اعدامش كنند،
با همكارى
عمهاش گريخت و روانه بيابان شد. در بيابان كاروانى ديد كه به سوى شام
مىرفت; پس به مسافران پيوست و رهسپار سرزمينهاى ناشناخته گرديد.
سرانجام سلمان، در همان آغاز هجرت گمشدهاش را يافت و در حالى كه برده يك يهودى بود، در محضر رسول خدا(ص) مسلمان شد. (1)
آزادى و نامگذارى سلمان
پيامبر گرامى اسلام(ص) سلمان را به مبلغ چهل نهال خرما و چهل وقيه (هر وقيه معادل چهل درهم)، از مرد يهودى، خريد و آزادش ساخت
و نام زيباى «سلمان» را بر او نهاد. (2) اين تغيير نام، بيانگر آن است كه:
1 - برخى از نامهاى عصر جاهليت، شايسته يك مسلمان نيست; 2 - واژه «سلمان» از سلامتى و تسليم گرفته شده است.
انتخاب اين نام زيبا از سوى پيامبر(ص) نشانه پاكى و سلامت روح سلمان است.
اسلام آوردن و آزاد شدن از بردگى
رکنالدین اوحدی مراغه ای در دوم فروردین ماه 654 - 15 رمضان 673 - ولادت یافت به احتمال زیاد ب خاطر ارادت و احترامی که برای اوحدی کرمانی ، صوفی مشهور قائل بود ، تخلص خود را از صافی به اوحدی تغییر داد
تحصیل و سیر و سلوک در وادی عرفان را از دوره اقامتش در مراغه آغاز کرد و در طی سفرهایی که داشت با بزرگان و عارفان مختلف آشنا شد و از محضر هر یک توشعه ای برداشت ، مدتی نیز در اصفهان اقامت کرد . وقتی دوباره به آذربایجان بازگشت سرودن اشعار را اغاز کرد و به تعلیم و ارشاد مشغول شد . به قول ریپکا ، اوحدی آموزش های صوفیانه را به گونه ای هنرمندانه بیان کرده است . اوحدی نیمه دوم اسفند ماه 716 - نیمه شعبان 738 هجری - در مراغه دیده از جهان فرو بست .
آثار : .
چو آمد نامهٔ معشوق چالاک به عاشق، گفت آن مهجور غمناک
غنوده بخت شد بیدار ما را مشرف کرد خواهد یار ما را
طرب پیوند خواهد کرد با دل روا گشت آنچه میجست از خدا دل
خنک دردی که درمانی پذیرد! خوشا کاری که سامانی پذیرد!
من که خمارم، به مسجدها مده را هم دگر کین زمان میخوردم و در حال میخواهم دگر
محنت من جمله از عشقست و رنج از آگهی بادهای در ده، که عقلم هست و آگاهم دگر
رحم بر گمراه و سرگردان نگفتی: واجبست؟ رحمتی بر من، که سرگردان و گمراهم دگر
مدتی در بسته بودم دیده از دیدار خواب صورت او در خیال آمد ز ناگاهم دگر
روی گندمگون او با من نمیدانم چه کرد؟ این همی دانم که: همچون کاه میکاهم دگر
با زنخدانش مرا میلیست، میدانم که: زود خواهد افگندن به بازی اندر آن چاهم دگر
هم ببخشیدی دلش بر نالهٔ شبهای من گر به گوش او رسیدی ناله و آهم دگر
من که بر عشقم بریدستند ناف از کودکی چون توان از عشق ببریدن با کراهم دگر؟
اوحدی امسال اگر آهنگ رفتن میکند گو: سفر میکن، که من حیران آن ماهم دگر
جام جم مشتمل بر حدود پنج هزار بیت شعر است
پایداری به عدل و داد بود ظلم و شاهی، چراغ و باد بود
خاك از ایشان چگونه مشك شو گر به دریا روند خشك شـود
خواب را گفتهای برادر مرگ چو بخسبی همی زنی درِ مرگ
دزد را شحنه راه و رخت نمود کشتن دزد بیگناه چه سود؟
دزد با شحنه چون شریک بود کوچهها را عسس چریک بود
نفس خود را بكش نبرد اين است منتهای كمال مرد این است
آرامگاه
رکن الدین ابولحسن مراغی مشهور به اوحدی مراغهای عارف و شاعر پارسیگوی نامدار صاحب مثنوی معروف جام جم است که آرامگاهش در میان باغ سرسبزی واقع شدهاست. سنگ قبر اوحدی از سنگ کبود درست شدهاست. بر دیوار شمالی و جنوبی آن نام اوحدی و تاریخ فوت حک شدهاست. در سال ۱۳۵۲ از سوی انجمن آثار ملی ایران بنای جدیدی بر روی قبر مذبور احداث شده و سنگ مقبره قبلی را به موزه آرامگاه انتقال دادند.
موزهٔ اوحدی
در کنار مقبره اوحدی، موزه اوحدی واقع گردیدهاست. این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول مقر حکومتی و پایتخت آنان بودهاست، عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص دادهاست. اشیاء موجود در این موزه شامل ظروف سفالی، سکه، کتابت، ظروف مفروغی، شیشه که کتیبههای باقی مانده از رصد خانه و سنگ قبور مربوط به دوران اسلامی است.
شبی پروانهای با شمع شد جفت چو آتش در فتادش خویش را گفت
که: پیش از تجربت چون دوست گیری بنه گردن، که پیش دوست میری
سخن در دوستداری آزمودست کزیشان نیز ما را رنج بودست
دل من زان کسی یاری پذیرد که چون در پای افتم دست گیرد
درین منزل نبینی دوستداری که گر کاری فتد آید به کاری
چنینها دوستی را خود نشاید که اندر دوستی یک هفته پاید
در بنـدِ غم عشـق تو، بســـیار کسـانند تنها نه منم خود، که دراین غصّـه بسانند
در خاک به امید تو، خلقی است نشـسته یک روز برون آی و ببـین تا به چه سانند
عـُشـّـاق تو در پیـــش گرفتـــند، بیــابان کآن طایـفه، ده را پس ازاین هیـچ کسانند
کو مَحــــرم رازی، که اســـیران محبـّت حــــالی بنـویسند و سـلامی برسانند
با محتـسب شــهر بگویید، که امشب دسـتار نگـهدار، که بیرون عسسانند!
ای دانه دُر، عشق تو دریاسـت ولیکن افســـوس! که نزدیــک کنــار تو خســـانند
شاید که ز مصرت، به هوس مرد بیاید خـود مردم این شــــهر، مگر بی هوسانند؟
با جـُـور رقیــبان، ز ِ لبـت کام که یابد؟ من تـَرک بگـُـفتم، که عسـل را مگســانند!
ای اوحـدی از لاشـه تنگ تو، چه خیزد؟ کآندر طلـب او هـمـه، تازی فرسانند
افسوس که در پای تو این تنـد سواران بسـیار دویدند و همان بازپـســانند! !
| محمدتقی جعفری | |
|---|---|
محمدتقی جعفری |
|
| زادروز | مرداد ۱۳۰۴ ۱۳۴۳ ه. ق تبریز |
| درگذشت | ۲۵ آبان ۱۳۷۷ ۱۴۱۹ ه. ق |
| آرامگاه | شهر مشهد, حرم امام رضادارالزهد مبارکه |
| ملیت | |
| نامهای دیگر | محمدتقی جعفری نیا |
| پیشه | فیلسوف مسلمان و مولویشناس |
| لقب | علامه |
| مذهب | مسلمان ـ شیعه |
| والدین | کریم |
| وبگاه | |
| پایگاه اطلاعرسانی استاد محمدتقی جعفری | |
محمدتقی جعفری ( مرداد ۱۳۰۴ - ۲۵ آبان ۱۳۷۷ ه.خ) (۱۳۴۳ - ۱۴۱۹ ه. ق)، از جملهٔ فیلسوفان مسلمان و مولویشناسان معاصر ایرانی میباشد.
محتویات[نهفتن] |
محمدتقی جعفری در مرداد ماه سال ۱۳۰۴ [۱] در محله جمشید آباد شهر تبریز که بعدها نام این محله به نام وی تغییر نام یافت، متولد گردید. نام پدر وی کریم بود. وی درس نخوانده بود، ولی حافظهای بسیار قوی داشت و غالب سخنان پندآموز را به طرزی شیوا بیان میکرد.....
در پایان تذکر دو نکته زیر مفید است:
زندگینامه شهید دکتر مجید شهریاری
دکتر مجید شهریاری در سال 1345 و در زنجان متولد گردید . ایشان متاهل و دارای دو فرزند به نام های محسن و زهرا بودند . همسر ایشان شهید زنده خانم بهجت قاسمی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی می باشد .
شهید مجید شهریاری تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در زنجان ، دوره کارشناسی را در رشته مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی امیر کبیر ( از سال 1363 تا سال 1368 ) ، دوره کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی هسته ای در دانشگاه صنعتی شریف ( از سال 1369 تا سال 1371) و دوره دکتری در رشته مهندسی هسته ای را در دانشگاه امیر کبیر از سال 1372 تا 1377 ) گذارنده اند . بدین تربیت ، ایشان تمام تحصیلات خود را در کشور جمهوری اسلامی ایران گذرانده اند .
پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه امیر کبیر به عنوان عضو هیات علمی مشغول به کار شدند . شروع به کار ایشان به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ 14/11/1380 در دانشکده مهندسی هسته ای و در گروه آمورشی کاربرد پرتوها با مرتبه استادیاری پیمانی بوده است . دکتر شهریاری در تاریخ 28/2/1383 از مرتبه پیمانی به مرتبه رسمی آزمایشی تغییر وضعیت داده و در تاریخ 16/1/1384 یعنی حدود چهار سال بعد از شروع به کار به مرتبه دانشیاری........
در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حرم رضوی (ع) مطرح شد؛
| مصطفی احمدی روشن | |
|---|---|
| زادروز | ۱۷ شهریور ۱۳۵۸ شهرستان همدان استان همدان |
| درگذشت | ۲۱ دی ۱۳۹۰ تهران |
| آرامگاه | امامزاده علی اکبر چیذر[۱]تهران |
| محل زندگی | تهران |
| ملیت | ایرانی |
| تحصیلات | مهندسی پلمیر |
| از دانشگاه | شریف |
| پیشه | مدیر بخش بازرگانی تأسیسات هستهای نطنز |
| مذهب | شیعه دوازده امامی |
| منصب | یکی از دانشمندان برنامه هستهای ایران |
| آثار | ۱۱ مقالهٔ موسسه اطلاعات علمی (آیاسآی) |
| همسر | فاطمه کاشانی |
| فرزندان | علیرضا |
مصطفی احمدی روشن (۱۷ شهریور ۱۳۵۸ در همدان - ۲۱ دی ۱۳۹۰ تهران) معاون بازرگانی سایت هستهای نطنز بود که پس از خروج از منزل در ساعت ۸:۳۰ صبح توسط یک موتورسیکلت سوار با چسباندن یک بمب مغناطیسی در خیابان گل نبی تهران (میدان کتابی) ترور شد.[۲][۳] او دانشآموخته مقطع کارشناسی رشته مهندسی شیمی در سال ۱۳۸۱ از دانشگاه صنعتی شریف بود. رضا قشقایی فرد دیگری که همراه وی بود نیز در بیمارستان رسالت جان باخت.[۴][۵]
صفرعلی براتلو دبیر شورای تأمین استان تهران ترور را منسوب به صهیونیستها دانست. [۶] خبرگزاری فارس هم در تحلیل شباهت این ترور با ترورهای سابق و همچنین اظهارات و دیدارهای مقامات نظامی اسرائیل و انگلیس یک روز قبل از ترور را مد نظر قرار دادهاست.[۷][۸] به ادعای خبرگزاری فارس ترور احمدی روشن نتیجه همکاری سازمان موساد اسرائیل و سازمان مجاهدین خلق ایران بودهاست. اشپیگل این مطلب را بیان کرده و منبع ابن مطلب خبرگزاری فارس را تیکون اولام دانسته است که همواره اطلاعات دست اولی از فعالیتهای موساد داشتهاست. [۹]
فیگارو نیز گزارش داده بود که اسرائیل بوسیله برخی اپوزیسیون ایرانی در کردستان عراق به جمع آوری اطلاعات از دانشمندان هستهای ایران پرداختهاست. [۱۰]
سایت ایران هستهای نیز در تحلیل این ترور را به سازمان موساد با همکاری بقایای پژاک و سازمان مجاهدین خلق منتسب کرد که توسط تامیر پاردو رییس موساد از ایستگاههای این سازمان در مالزی، استانبول و باکو انجام شدهاست.[۱۱][۱۲]
وزارت اطلاعات طی بیانیه ای رسمی اعلام کرد که نیروهایش طی یک سلسله عملیات سنگین و همه جانبه توانستند عوامل اصلی ترور مصطفی احمدی روشن و قشقایی را در مکان های مختلف شناسایی و طی عملیاتی به سرعت آنها را دستگیر کنند. [۱۳]
رهبری ایران با تسلیت این حادثه، سیا و موساد را عاملان اصلی ترور دانست و گفت این کار نشانهٔ ناتوانی و درماندگیشان است.
او گفت: «ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و ارادهٔ راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشکآور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنهٔ آن هم هرگز چشمپوشی نخواهیم کرد.»